واجد على خان
25
علم الأبدان ( فارسى )
كه عبارت از غير عنق اوست بمنزلهء مثانه است و وسيع القعر و جرم آن نرم و سفيد و بىحسست و نفع نرمى و بىحسى او آنست كه در باليدن جنين نافرمانى نكند و از ثقل جنين متاذى نشود و عصبى از دماغ برحم درآمده افاضت حس نموده تا درك منافى تواند نمود و از ادراك لذت بهرهور شود و شركت رحم با دماغ بواسطه همين عصبست و زنان را به يمين و يسار فم رحم انثيينست به نسبت مردان كوچكتر مائل باستدارت و هر واحدى غشاى علىحده دارد امّا كيسه كه مجلل غشاست هر دو را واحدست و اوعيهء منى چنان كه در مردانست در زنان نيز موجودست و دو رگ معوج از انثيين بفم رحم رسيده يكى از جانب ايمن و دويمى از جانب ايسر و جزوهاى آن دو رگ هر قدر كه باندرون فم رحم رفته آن را قاذف الرحم گويند اعنى اندازنده منى و رحم و از راه همين دو رگ منى از انثيين زنان برحم داخل مىشود منفذ اوعيهء منى زنان بغايت تنگست لهذا انزال ايشان را بدير مىشود به نسبت مردان كه اوعيهء ايشان گشادهترست تشريح تولد جنين در رحم هرگاه در رحم منى مرد و زن قرار گيرد بامر خالق ؟ ؟ ؟ بيچون از قوت عاقده كه در منى مردست و از قوت منعقده كه در منى زنست غليانى اعنى جوششى در ان هر دو منى ممتزج پديد مىآيد و چهار نقطه مانند حباب در ان منى نمودار مىشود يكى در محل دل و دويمى در محل دماغ و سومى در محل جگر و چهارمى بر مجموع محتوى گردد و اين غليان در يك هفته تمام شود و مسمىست باحالهء اولى و بعده نقطههاى سرخ ظاهر شود و منافذ عروق پديد آيد و خون طمث بجاى ناف ريزد و اين در چهار روز تمام شود و مسمىست با حالهء ثانيه و بعده علقه شود و اتمام آن به شش روز شود و مسمىست با حاله ثالثه و بعده مضغه شود و بعضى اعضا از يكديگر متمايز گردد و قدرى از خون طمثى بران ترشيح كند و مستعد قبول صورت حيوانى گردد و اتمام اين به دوازده روز شود و مسمىست باحالهء رابع و بعد آن مزاج ذكورى دانوثى فائز شود و اعضاى اصلى تمام گردد و اين بسه روز شود و مسمىست با حاله خامسه بعده همه اعضا صورت گيرد و عروق و مجارى و مفاصل ظاهر شوند و اين در پنجروز تمام شود و مسمىست با حاله سادسه اين هر شش احاله بسى و هفت روز تمام مىشود و اين تعين احالات بنا بر اكثريه است و ثابت شده كه احالات مذكور در ذكر آن به مدت قليل ازين تعداد مذكوره باشد و در آنات به مدت طويل